جمال الدين محمد الخوانساري

117

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

قبيح‌ترين بخيلى است « از أموال » متعلّق به « بيرون كردن » است يعنى بيرون كردن آن از أموال يا متعلّق به « فرض كرده » يعنى فرض كرده آنرا از أموال ، ومراد به « بخيلى ببيرون كردن » اين است كه بخيلى كند در آن وآن را بيرون نكند ، و « بودن آن قبيح‌ترين بخيليها » باعتبار شدّت عذاب وعقاب آن است با آنچه وارد شده از اين كه اخراج زكاة كه عمدهء آنهاست كه فرض شده سبب افزايش مال گردد پس بخيلى در آن كردن در حقيقت تكذيب آنهاست . 2039 الّسخاء ما كان ابتداء فإن كان عن مسئلة فحياء وتذمّم . سخاوت آن است كه ابتداء باشد وپيش از خواستن كسى ، پس اگر بعد از سؤال وخواستن كسى باشد ، پس آن حياء است وننگ وعار داشتن يعنى بعد از سؤال آنچه داده شود از سخاوت نيست بلكه از اين راه است كه آدمي را شرم آيد از اين كه كسى از أو چيزى خواهد وباو ندهد وننگ وعار داند اين معنى را . 2040 الحدّة ضرب من الجنون لانّ صاحبها يندم فإن لم يندم فجنونه مستحكم . تندخوئى قسمتى است از ديوانگى از براي آنكه صاحب آن پشيمان مىشود بر آن ، پس اگر پشيمان نشود پس ديوانگى أو قوى ومحكم شده است يعنى صاحب تندخوئى اگر پشيمان شود بر آن چنانكه متعارف مردم تند خوست پس آن يك نوعي است از ديوانگى ، واگر پشيمان نشود پس آن ديوانگى است كه قوى ومحكم شده . 2041 العقل منفعة والعلم مرفعة والصّبر مدفعة . عقل وخرد نفع وسود است ، وعلم بلندى است يا آلت آن ، وصبر دفع نمودن است يا آلت آن ، امّا اوّل پس باعتبار اين است كه خردمند عاقل كارى نكند تا سود ونفع أو در آن نباشد ، و « بودن علم سبب بلندى مرتبه در دنيا وآخرت » ظاهر است و « صبر دفع نمودن است » يعنى صبر كسى بر مصيبتى دفع ميكند سختى وشدّت آن